فواد در طی یک قرار ملاقات مشکوکی که با من داشت گفت:عابد از تو میخوام این بار وبلاگم رو آپ کنی.من هم سکوتی معنی دار کردم .کیفم رو از روی میز برداشتم و آدامسی را که میجویدم محکم تر جویدم و بلند شدم و به سمت خانه آمدم تا وبلاگ فواد رو به روز کنم.بدون خداحافظی.
باور کنید فواد زنده است وفقط به علت کار زیادی که داره وقت آمدن به نت رو نداره
لطفا !به امید روزی که فواد کارشو به دیگران(من) نگه...لبخند بزنید!