نمی دانم باید همه چیز را بنویسم یا نه ! چون قرار است یک رپرتاژ کامل خبری از این مراسم برای روزنامه ی ایران ما و نشریه ی دانشجویی هنرهای زیبا کار کنم اما حواشی جشن که برای ( خودم ) اتفاق افتاد را برایتان می آورم .
۱. چقدر این لوگوی چلچراغ برایم زیباست . لوگو کار رضا عابدینی است و وقتی توی سالن لوگوی به آن بزرگی را دیدم نشئه شدم !
۲. دیشب کلیپهایی که بخش شد حال اساسی به من داد مخصوصا اون روایت استریپ از عکسهای خاتمی با نوشته های ابراهیم مثلا رها !
۳. حمید حامی روی سن آمد و خواند که باور کنید به من خیلی نچسبید ولی نمی توانم تکان دادن کله ام را موقع ترانه ی « مردی با عبای شکلاتی » کتمان کنم .
۴. آن همه انار دانه کرده زیبا بود و طعم انار با صدای خاتمی زیباتر هم بود .

۵. جوکهای ژوله با نیش مستقیم به تاج زاده هم خالی از لطف نبود . ما که خندیدیم .
۶. چقدر یار دبستانی می چسبد . مخصوصا وقتی خاتمی به روی سن میاید .
۷. پگاه آهنگرانی و منصور ضابطیان خاتمی را به حرف می کشانند و عجب این مرد زیبا حرف می زند .
۸ . خاتمی فال حافظ می گیرد . حافظ هم چلچراغی حال می دهد . همه هیجان زده می شوند :
عشقبازی و جوانی و شراب لعلفام
مجلس انس و حريف همدم و شرب مدام
ساقی شکردهان و مطرب شيرينسخن
همنشين نيککردار و نديم نيکنام
شاهدی از لطف و پاکی رشک آب زندگی
دلبری در حسن و خوبی غيرت ماهِ تمام
بزمگاهی دلنشان چون قصر فردوس برين
گلشنی پيرامُنش چون روضهی دارالسلام
صفنشينان نيکخواه و پيشکاران باادب
دوستداران صاحب اسرار و حريفان دوستکام
بادهی گلرنگ تلخ تيز خوشخوار سبُک
نُقلی از لعل نگار و نَقلی از ياقوت جام
غمزهی ساقی به يغمای خرد آهخته تيغ
زلف جانان از برای صيد دل گسترده دام
نکتهدانی بذلهگو چون حافظ شيرينسخن
بخششآموزی جهانافروز چون حاجیقوام
هر که اين صحبت نخواهد خوشدلی بر وی تباه
وانکه اين عشرت نجويد زندگی بر وی حرام

۹. یکی از بهترین سرگرمی هایم دیدن دوستانی است که با هم کار کردیم یا ارتباط داشتیم ولی تا به حال ندیدمشان . دیشب سعید و منیره ی عسکری و آیدا عزتی را دیدم سلام .
۱۰ . باران کوثری میاید روی سن نیایش می خواند . چقدر زیبا . کاش یکی متن نیایش باران را بذارد روی وب . نیایش تمام می شود . باران دعایی می خواند و به صورت خاتمی فوت می کند . بغضم بدون این که کسی ببیند می ترکد .
۱۱ . منصور می گوید : همیشه چلچراغی باشید .
۱۲ . جشن تمام می شود .
پی نوشت : دیروز بدون حضور منیره و سعید این همه نمی چسبید از آنها ممنونم .
مثِ یه شعله درخشید ، تو شب خالیِ خونسرد
این عجیبه ولی انگار ، یه نفر باورمون کرد
یه نفرکه آسمونو به دل آینه بخشید
دلشو شکستیم اما ، از گلایمون نرنجید
شب لبخند و گل و ترانه های شکلاتی
شب مردی شب مردی؛ با عبای شکلاتی!
هنوزم بودن با تو ، برامون یه اتفاقه
عکس تو اگرچه کهنه است ، روی دیوار اطاقه
تو نجیب و مهربونی، بیا مهربون ترین باش!
لااقل فقط یه ذره ، چلچراغی تر از این باش!