| مرشد و مارگریتا | پست الکترونيک | وجدان زنو | مقالات من | |||||||||||||||||||
دیالوگ تک نفره
تبلیغات |
ok?
برو بمیر ...
+ نوشته شده در چهارشنبه 28 اردیبهشت1384ساعت 20:41 توسط فواد خاک نژاد
|
.....................................................................................................
نگاهي به شل سيلوراستاين و آثارش كسي يه عموشلبي ارزون نمي خواد ؟ ترجمه و تاليف : فواد خاك نژاد روزي خدا با لبخند به من گفت همه اينها بخشي از يكي از ترانه هاي شل سيلوراستاين ( عمو شلبي) بود ___ شل نوشتن را از نوجواني در شيكاگو آغاز كرد و در همين سنين سبك نويسندگي خاص خود را بوجود آورد و اشعارش قرابت چنداني با اشعار ديگر شاعران همدوره اش نداشت . به قول او “ من بسيار خوش اقبال بودم كه كسي را نداشتم تا از او تقليد كنم و تحت تاثيرش واقع شوم …“ آثار او از مرز ادبيات كودكان فراتر مي رود و كار خود را در سال 1952 به عنوان نويسنده و كاريكاتوريست در يكي از نشريات بزرگسالان آغاز مي كند . هنگامي كه در ارتش مشغول خدمت بود كاريكاتوريست خبرنامهء ارتش شد. او هيچگاه خود قصد نوشتن و طراحي براي كودكان را نداشت اما با تشويق خانم اورسلانو روستام به خلق كتابهاي كودكان پرداخت. كتاب درخت بخشنده يكي از بهترين و از اولين كتابهاي اوست كه قصه اي است دربارهء دو نفر كه يكي مي بخشد و ديگري مي ستاند كه در نهايت مورد استقبال فراوان بزرگسالان و كودكان قرار گرفت. او دلش مي خواهد مردم در هر سني كه باشند بتوانند با كتابهاي او احساس نزديكي كنند . او خود مي گويد : “ اميدوارم كه مردم در هر سني ، چيزي را در كتابهايم دريابند تا با آن احساس نزديكي كنند . كتاب را بردارند و حسي شخصي از كشف و شهود را تجربه كنند . اين عالي است البته براي خودشان نه براي من “ شل سيلوراستاين با خواننده خود در هر سني كه باشد ارتباط برقرار مي كند . شايد دليل اين ارتباط صميمانه بين شل و خواننده به جز صميميت متن » نقاشيهاي ساده و كودكانه او باشد كه نوشته ها و ترانه هايش را تكميل مي كند . شل سيلوراستاين در ماه مه 1997 در آپارتمان شخصي خود در كي فلويد كاليفرنيا براي هميشه خاموش شد . ___ شيريني مشكل ساز – شل سيلوراستاين شيريني مساله ساز + نوشته شده در یکشنبه 18 اردیبهشت1384ساعت 12:59 توسط فواد خاک نژاد
|
.....................................................................................................
؟؟؟
نمی دانم باید معذرت بخواهم یا نه ... ولی اعتراف می کنم که تنبلی کردم ... از امروز...
+ نوشته شده در یکشنبه 18 اردیبهشت1384ساعت 12:49 توسط فواد خاک نژاد
|
.....................................................................................................
|
||||||||||||||||||
کلیه ی حقوق وبلاگ مرشد و مارگریتا محفوظ و متعلق است به فواد خاک نژاد |
|||||||||||||||||||