تبليغاتX
مرشد و مارگریتا
 
  ::آخرش يه شب ، ماه میاد بیرون ، از سر اون کوه ، بالای دره ، روی این میدون خم می شه خندون::
دیالوگ تک نفره

2
وقتی که من بچه بودم
پرواز یک بادبادک
می بردت از بامهای سحرخیزی پلک
تا نارنج زاران خورشید

وقتی که بچه بودم
خوبی، زنی بود که بوی سیگار می داد
واشکهای درشتش از پشت شیشه
با قرآن می آمیخت

آه آن روزهای رنگین
آه آن روزهای کوتاه

وقتی که بچه بودم
آب و زمین و هوا بیشتر بود و
جیرجیرک شبها در خاموشی ماه آواز می خواند

وقتی که بچه بودم
در هر هزاران و یک شب
یک قصه بس بود
تا خواب و بیداری خوابناکت سرشار باشد

آه آن روزهای رنگین
آه آن روزهای کوتاه
آه آن روزهای رنگین
آه آن فاصله های کوتاه

آن روزها آدم بزرگها و زاغهای فراق
این سان فراوان نبودند
وقتی که بچه بودم
مردم نبودند

آن روزها
وقتی که من بچه بودم
غم بود
اما
کم بود

3

نوشته های پيشين
مهر 1385
شهریور 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
3

روزنامه نگاران
< >
3

دوستان
منیره عسکری
افشین کبیری
برون کا
عباس ریاضی
مهرو ملالی
شمین اصغری
پریسا پورطاهریان
نفسیه در استنفورد
عاطفه حبیبی

3

اینجاها می نویسم

وجدان زنو
روزنامه ی حیات نو
پندار
کانون زنان ایرانی
هادی تونز
ایران ما
هفت سنگ
روز آنلاین
سایتها
3

آمار وبلاگ از 25 دی ماه
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:
3

تبلیغات


  RSS  

3
ok?
برو بمیر ...

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 اردیبهشت1384ساعت 20:41 توسط فواد خاک نژاد |
.....................................................................................................

نگاهي به شل سيلوراستاين و آثارش

كسي يه عموشلبي ارزون نمي خواد ؟

ترجمه و تاليف : فواد خاك نژاد

روزي خدا با لبخند به من گفت
ببينم دلت مي خواد براي مدتي دنيا رو تو بگردوني
گفتم بله به امتحانش مي ارزه
بعد پرسيدم
محل كارم كجاست
چقدر حقوق مي گيرم
كي براي ناهار مي ريم
بعد از ظهر كي مرخص مي شم
خدا گفت اون گردونه رو بده به من
اينطوري حتما كار دنيا رو به هم مي ريزي.

همه اينها بخشي از يكي از ترانه هاي شل سيلوراستاين ( عمو شلبي) بود

___
شلي سيلور استاين ، كه بيشتر با نام شل سيلور استاين شناخته شده است ، در سال 1932 در شيكاگو متولد شد. عمدهء شهرت وي براي شعرهايش در ادبيات كودكان است ، هرچند كاريكاتوريست ، آهنگساز ، ترانه سرا و خوانندهء فولكور نيز هست. همچنين موسيقي فيلم هاي متعددي را تصنيف كرده كه از جمله فيلم “ كارت پستالهايي از مرز “ نامزد جايزهء اسكار شده است.

شل نوشتن را از نوجواني در شيكاگو آغاز كرد و در همين سنين سبك نويسندگي خاص خود را بوجود آورد و اشعارش قرابت چنداني با اشعار ديگر شاعران همدوره اش نداشت . به قول او “ من بسيار خوش اقبال بودم كه كسي را نداشتم تا از او تقليد كنم و تحت تاثيرش واقع شوم …“

آثار او از مرز ادبيات كودكان فراتر مي رود و كار خود را در سال 1952 به عنوان نويسنده و كاريكاتوريست در يكي از نشريات بزرگسالان آغاز مي كند . هنگامي كه در ارتش مشغول خدمت بود كاريكاتوريست خبرنامهء ارتش شد. او هيچگاه خود قصد نوشتن و طراحي براي كودكان را نداشت اما با تشويق خانم اورسلانو روستام به خلق كتابهاي كودكان پرداخت. كتاب درخت بخشنده يكي از بهترين و از اولين كتابهاي اوست كه قصه اي است دربارهء دو نفر كه يكي مي بخشد و ديگري مي ستاند كه در نهايت مورد استقبال فراوان بزرگسالان و كودكان قرار گرفت. او دلش مي خواهد مردم در هر سني كه باشند بتوانند با كتابهاي او احساس نزديكي كنند . او خود مي گويد : “ اميدوارم كه مردم در هر سني ، چيزي را در كتابهايم دريابند تا با آن احساس نزديكي كنند . كتاب را بردارند و حسي شخصي از كشف و شهود را تجربه كنند . اين عالي است البته براي خودشان نه براي من

شل سيلوراستاين با خواننده خود در هر سني كه باشد ارتباط برقرار مي كند . شايد دليل اين ارتباط صميمانه بين شل

و خواننده به جز صميميت متن » نقاشيهاي ساده و كودكانه او باشد كه نوشته ها و ترانه هايش را تكميل مي كند .

شل سيلوراستاين در ماه مه 1997 در آپارتمان شخصي خود در كي فلويد كاليفرنيا براي هميشه خاموش شد .

___

شيريني مشكل ساز شل سيلوراستاين

شيريني مساله ساز
اگر فقط يك شيريني ديگه بخورم مي ميرم
اگر نتونم يك شيريني ديگه بخورم هم مي ميرم
با اين حساب معلومه كه در هر حال مي ميرم
پس بهتره خوش باشم و يك شيريني ديگه هم بخورم
ملچ ملوچ خداحافظ




+ نوشته شده در یکشنبه 18 اردیبهشت1384ساعت 12:59 توسط فواد خاک نژاد |
.....................................................................................................
؟؟؟
نمی دانم باید معذرت بخواهم یا نه ... ولی اعتراف می کنم که تنبلی کردم ... از امروز...
+ نوشته شده در یکشنبه 18 اردیبهشت1384ساعت 12:49 توسط فواد خاک نژاد |
.....................................................................................................
 
کلیه ی حقوق وبلاگ مرشد و مارگریتا محفوظ و متعلق است به فواد خاک نژاد